الشيخ رسول جعفريان

1314

رسائل حجابيه (فارسى)

خلاصه آن‌كه اگر معتقد به قرآنى * به احتجاب خدا حكم در كتاب كند وگر تو ار بشرى ، فطرت بشر هرگز * نشد كه پايهء ناموس را خراب كند وگر خداى نكرده ز آدمى دورى * طيور بين كه چسان جفت انتخاب كند اگر به جفت وى آرد نظر يكى مرغى * به نوك مغز سرش را برون ز قاب كند وگر كه حال بهايم ترا پسند آمد * روا مدار كسى آدمت خطاب كند نظر به قالب صورى مكن كه انسان است * هر آن‌كه كوشش بر رفع احتجاب كند به روح او بنگر كش چو خوك بىباك است * و يا چو كلب عقور است و عاف عاف كند فرنگى ار تو ببينى برى است از غيرت * چو شير خوك خورد خوكى اكتساب كند عدو شده است مسلّط به روح و جسم آرى * بما معاملهء مالك الرّقاب كند ز حرف بىخردان واحدى بكن اعراض * ندامت است كسى را كه ناصواب كند « 1 » در مخزن شرف گهرى جز حجاب نيست * شمشير ديده را سپرى جز حجاب نيست اى ملّتى كه يك سره در خواب غفلتيد * در كاستن ز فّر نياكان شتاب چيست « 2 » طلوعى شعر ديگرى نيز دارد كه در آن از عصمت و حجاب دفاع كرده است : هر كه بىپرده زند طعن به احكام خداى * پرده بردارم و گويم كه ندارد ايمان هركه مقهور طبيعت بود و بوالهوسى * فاش گويم كه چنين شخص نباشد انسان جنس حيوان شود از بهر قرينش در خشم * پرده بردار بگو پست‌تر از هر حيوان خنك دعواى خروسان سر اين پايه بود * پايه را سست كند هركه ندارد وجدان هركه دعواى شرف دارد و اظهار نسب * از حجاب است كه افتاده رخ مه‌رويان چون نظر واسطهء علقه هر مرد و زن است * كور باد آن‌كه كند رفع حجاب از ايران عقل كل صادر اول شه لولاك صفت * مظهر غيرت حق پادشه كون و مكان بهر بيدارى اين ملت جاهل فرمود * گنج ناموس نماييد پس پرده نهان هركه را عقل سليم است بود صاحب هوش * نشود منكر اين پرده و اين پردگيان اى طلوعى بفكن خامه و كن قطع سخن * كه محالست شود رفع حجاب از ايران « 3 » شعر روحانى سيد غلامرضا روحانى ( متولد 1276 ش ) در تهران به دنيا آمد . وى از شاعران فكاهىسرا است كه شعر جدّى فراوانى نيز دارد . روحانى به تناسب سن خود ، شاعر دورهء رضا خان

--> ( 1 ) . احسن الحكايات ، صص 89 - 90 ؛ كشف الغرور ، صص 28 - 29 ( 2 ) . مكالمهء خسرو و پرويز ، ص 47 . دو بيت اخير طبعا نبايد از شعر واحدى باشد . ( 3 ) . كشف الغرور ، صص 17 - 18